سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

خدایی در کار نیست

نظر

نمیدانم از کجا و از چگونه شروع کنم

خودمونی بگم منم مثل خیلی ها اعتقادی به خدا ندارم

مجبورم تظاهر کنم به دینداری و مطمئنم که خیلی ها در دنیا با ادیان مختلف خودشون رو دیندار نشون میدن

بخصوص در مملکت هایی که دینداران حکومت میکنن


شاید واژه دیندار هنوز در خیلی از فرهنگ ها معنی انسان خوب و متعالی رو بده و ناخودآگاه در ذهن مان تداعی شده که هر کس ظاهرا دیندار است انسان خوبیست و یا لااقل از افرادی که ظاهرا دیندار نیستند بهتر هستند.


اما با گذشت زمان اثبات میشه که دینداران دو دسته هستن

یک:  کسانی که به صورت درونی و به دور از ریاکاری دیندار هستن

دو:  کسانی که برای رسیدن به چیزهایی خاصی از جمله پول.  عشق. مقام و… خودشون رو دیندار جلوه میدن

مسلما گروه دومی بسیار بسیار مقلد داره و انسان های کاملا شیادی هستند.

گروه اولی به دلایل مختلفی دیندار هستن از جمله  تکمیل کردن نقایص خود یعنی فرد در خودش نقایصی رو میبینه که فکر میکنه و فقط فکر میکنه که خودش رو به یک منبع عرفانی وصل کرده و این اینقدر انرژی بهش میده که فکر میکنه تکمیل شده و حتی یه سر و گردن بالاتر از بقیه هستش

مثلا طرف بچه دار نمیشه بعد شب و روز با خدا مناجات میکنه و به خودش می قبولونه که خدا مومنان را مورد آزمایش قرار میده پس راضی هستش به رضای خدا گرچه برخی مواقع همین آدم مومن کم میاره از کلاه گذاشتن سر خوش و پیش همون خدای فرضی اعلام شکایت میکنه

یا طرف خیلی زشته و استیل داغونی داره و خودش رو میچسبونه به دین این هم کم میاره،

یا طرف از روی فقر و بدبختی رو آورده به خدا و مومن شده و فکر میکنه خدا ازمایش میکنه البته این رو بگم همین آدم اگر خیلی فقیر تر از این بشه از هزار تا کافر بدتر میشه نسبت به همون خدایی که فکر میکرد ازمایش میکنه

القصه…

هیچ کس هیچ کس هیچ کس تو این دنیا اعتقاد به موجودی به نام خدا نداره

زن ها برای زیبایی و بزرگ و مورد توجه شمرده شدن دست به هرکاری میزنن و مردها برای سکس

و در این شرایط هست که هر کاری از این موجود دوپا بر میاد

حرف خوب زیاد است

خیلی زیاد

و عقل همه انسان ها خوب بد رو از هم تشخیص میده ولی در این دو شرایط از هیچ چیزی خوب یا بدی پیروی‌ نمیکنن

دیندارا میگن خدا دستورات زندگی رو توسط انبیا فرستاده

انبیا چه چیز دهن پر کنی گفتن که موجب شده زندگی افراد خوب پیش بره

آقا کلا مگر حرف همه انبیا غیر از این سه واژه هستش:

گفتار نیک.  پندار نیک. کردار نیک

یا مگر غیر از این جمله هستش که:

هر آنچه برای خودت می‌پسندی برای دیگران هم بپسند


سوال

مگر عقل تو چیزی خارج از این رو به عنوان خوب قبول داره؟؟؟؟؟؟؟

مسلما نه

همه میدونیم خوب یا بد چی هستش ولی عمرا رعایت نمی کنیم بخصوص وقتی اون شرایطی که گفتم در جریان باشه

پس واقعا چرا باید دین داشته باشیم؟

چرا باید پیامبر داشته باشیم؟

از همه مهمتر چرا باید خدا داشته باشیم ؟


سوال

خدا چیه؟

بگو خدا چیه؟

باز بلند نشید بگید بستگی به تفکر های مختلف داره

خدا در دیدگاه های مختلف معنی مختلف رو میده

شرو ور نگید لطفا


چرا وقتی میگید خدا بالا سرتون رو نگاه میکنید؟

چرا وقتی گناه میکنید فکر میکنید خدا داره نگاهتان میکنه؟

چرا خدا فرشته ها رو گذاشته اعمال آدم رو ثبت و ضبط کنن ؟

چرا خدا پیامبر فرستاده که مردم رو راهنمایی کنن؟

چرا

چرا

چرا

و هزار چرای دیگه

آیا این رو برداشت نمیکند که خدا رو یه "موجود" فرض کردیم که در کنارش چیزای دیگه از جمله پایین.  اطراف. فرشته ها. پیامبر و از همه مهمتر خودمون وجود داریم!!!!!!!؟

یعنی آیا احتمال داره خدا هم مثل ما بوجود آمده باشه؟

خب اگر خدا هم بوجود اومده

پس کی همه ما رو به علاوه خدا و اطراف و فرشته و پیامبر آفریده؟

کی؟

نمیدونی؟

اره نمیدونی

چون حتی تویی که خودت رو مومن فرض میکنی هم خدا رو نمیشناسی

آری اینجاست که برخی از نویسندگان و یا اندیشمندان به هیچ می رسند. مثلا

صادق هدایت میگه: اسلام مذهب فقر و ذلت است.   یا کسروی میگه: مسلمانان به نادانی های خود می نازند.     و یا فریدون فرخزاد میگه: از معجزات قرآن این است که میلیون ها مسلمان در سراسر جهان نه این کتاب را خوانده و نه آن را درک کرده اند با این حال به درستی آن یقین دارند.




اره اونی که همه ما رو به دنیا آورده خداییه

همه ما یعنی انسان ها.  موجودات. پایین خدا(همونی که فکر میکنی بالا هستش) . اطراف.  فرشته ها . پیامبر ها و…


نفهمیدم خدای بالا فرق داره با خدا؟؟؟؟


اره عزیزم فرق داره

خدایی بالا بت منو تویه

بت

بت

بت

خدای بالایی وجود نداره که پایین  و اطراف و انسان و فرشته و پیامبر وجود داشته باشه

برای همینه که هیچ اثری بر زندگی ما ها نداره چون اصلا خدایی وجود نداره تو اون بالا

برای همینه که پیامبر و دین و فرشته هم اثری نداره

به قول رومن رولان: انسان ها همیشه بت میسازند بعضی ها با سنگ و چوب و بعضی ها با باورهایشان. اولی ترسناک نیست چون با یک تبر در هم میشکند. دومی بلایی است که هیچ جامعه ای از آن مصون نمانده. پس بشکن باورهایی را که از تو یک زندانی ساخته بی آنکه بدانی


ماها چشمه رو اشتباهی چسبیدیم

مثل اینه که از یه چشمه آب جاری شده و ما برای رفع تشنگی میریم که آب جاری رو بخوریم

وقتی چشمه رو برای خودت بت کردی فقط با آب اون چشمه زنده ای و اعتقاد داری

اصلا نگاه نمیکنی که آقا خود چشمه از کجا اومده؟


آره

خدایه بالایی خدا نیست بلکه بته؟


از این به بعد نگیم خدا

بگیم همه

از این به بعد بگیم همه

چرا

چون اگر بگیم خدا دوباره میشم بت پرست

خدا یه چیز جدا از بقیه نیست

خدا همه هست

همه

یعنی هر چیزی که وجود داره یا نداره

آره یا نداره

چون اگر بگیم هر چیزی که وجود داره باز بت درست کردیم

یعنی وجود داره ها یک طرف که میشه خدا و وجود نداره ها یک طرف که نمیدونم چیه

نه

خدا یعنی همه

همه همه

یعنی کل

یعنی مجموع هستی و نیستی


شاید تو معنی نیستی لنگ بزنی

یک لیوان نصف از آب رو فرض کن

سوال

داخل لیوان چی هستش؟ آب

نه

آب +فضای خالی(تهی)

اره اون نیستی هم جزئی از داخل لیوان هستش

اون نیستی چیزی هست که ما درک نمیکنیم

پس نباید در دنیا هم فکر کنیم فقط هستی هست


خب حالا اگر خدا همه هست

این همه از کجا اومده

یه خدا و به آفریننده و یه همه دیگه؟

و هم چنان همه های دیگه...‌

خب اگر اینطور باشه یعنی هر همه ایی بخشی از همه ایی دیگر هستش

همه همه هست

و ما به اون همه همه باید بگیم خدا

حالا این خدا آیا وجود داره؟

آیا همه چیزی که هست و نیست خدا هستش

اگر همه چیز خدا نیست: دوباره خدا را یک موجود فرض کردیم که در کنار ان چیز دیگری وجود دارد.

و اگر هست یعنی تو من و همه چیز بخشی از خدا هستیم

یا بهتر بگم یعنی تویه هستی یا نیستی بخشی از خدا هستی

فکر کن

وقتی خواب میبینی تو ذهن خودت فکر میکنی که همه چیز واقعیه

و از کجا معلوم الان هم در خواب نباشی

اگر من در خواب باشم یعنی تو نیستی و اگر تو در خواب باشی یعنی من نیستم

خب در هر صورت من و تو بخشی از خداییم

چون گفتیم خدا یعنی همه همه

هست و نیست

حالا که نه من میدانم که تو هستی و نه تو میدانی که من هستم

پس به دنبال چه هستیم

جنگ با هم

برای چه

که چه شود

که مثلا من را نابود کنی که تو بمانی

مگر ماندنی هم هست

مگر من هستم

مگر تو هستی

از انسانیت والاتر مگر چیزی وجود دارد.

به قول پائولو کوئیلو: زمین بهشت میشود روزی که مردم بفهمند هیچ دینی با ارزشتر از انسانیت نیست.

این را قبول کنیم که در طول قرن ها قوی توانست ضعیف را از بین ببرد زیرک و سنگدل توانست کودن و معصوم را فریب دهد و برده خود سازد ولی هیچگاه دیده نشد که هیچ خدایی به یاری ستم دیدگان بشتابد. چون خدا موجودی مجزا نیست
این ما و افکارمان هست که می توانیم خود و دنیای خود را نجات دهیم و نه موجود فرازمینی دیگری.

بدانیم که امروزه تقریبا 5000 خدا وجود دارد که توسط بشریت در حال پرستش استو آنچه پیداست هیچ کدام از این 5000 خدا، خدای واقعی نیستند. و تو فکر نکن که فقط خدای تو واقعی است.

یاد جمله ای که که یک زندانی روی دیوار سلول خود در بازداشتگاه نازی نوشته بود افتادم؛ اگر خدا وجود داشته باشد باید برای بخشایش به پایم بیافتد. شاید اگر کل زندانی ها با هم شورش میکردن دیگر منتظر خدا نبودن و یا اگر خیلی از آدم هایی که خود را انسان می دانستند به دفاع برمیخواستند.

برتراند راسل میگه: انسانها نادان به دنیا می آیند نه احمق. ان ها توسط آموزش اشتباه احمق می شوند.

نیچه میگه: از زمانی که بشر توانست وقایع را ثبت و ضبط کند

دیگر نه عصا مار شد و نه دریا شکافته شد

نه ماه به دونیم تقسیم شد و نه کودکی بدون پدر متولد شد

نه مرده ای زنده شد و نه انسانی در دل ماهی رفت

نه شتری از دل کوه بیرون آمد

نه آتشی گلستان شد

نه انسانی با حیوانات سخن گفت

نه کسی سوار بر قالیچه ای پرواز کرد

و نه پیامبری ظهور کرد

ولی حماقت همچنان پابرجا ماند…

منظورم از بیان این جمله نیچه این نیست که این وقایع دروغ یا راست بوده است، منظور این است که نباید این موارد را ملاکی  برای خداباوری مدنظر قرار داد.

بیایید به عقایدمان برای یک بار هم که شده شک کنیم
بنیان ان را خراب و با تفکر و تعقل از نو بسازیم

می ترسی؟

تو پاسخ نده
راسل راسخ داده است
اینگونه

از راسل سوال شد چرا یک فرد مذهبی می ترسد نسبت به عقیده اش شک کند؟ راسل پاسخ داد چون او با خودش میگوید چگونه می توانم به تاولهای کف پایم بگویم که تمام مسیر طی شده اشتباه بوده…


به قول شریعتی؛ خدایا آتش مقدس شک را
آنچنان در من بیفروز
تا همه یقین هایی را
که در من نقش کرده اند بسوزد
و آنگاه از پی توده ای این خاکستر
لبخند مهر او بر لبهای صبح یقین
شسته از هر غبار طلوع کند

و در نهایت با جمله ای زیبا از جناب شریعتی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیرد

هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد


 

گفتار نیک . کردار نیک.  پندار نیک